آنالیز یک خطای بزرگ راهبردی در توسعه ایران؛ چرا شهرها لوله کشی گاز شد؟

به گزارش سفر به کانادا، خبرنگاران: خطای ترجیح گاز به برق چگونه رخ داد؟

آنالیز یک خطای بزرگ راهبردی در توسعه ایران؛ چرا شهرها لوله کشی گاز شد؟

به گزارش سفر به کانادا در ادامه گزارش های نامعادله تامین انرژی به این سوال پاسخ داده ایم که چرا توسعه مویرگی لوله کشی گاز در سطح کشور به جای برق رسانی در اولویت نهاده شده است؟ گفت وگوها با صاحب نظران سرنخ های جدیدی از این موضوع را به دست می دهد. در عین حال، ارزیابی ها حاکی از این است که برنامه بلندمدتی در این ترجیح دیده نشده و سیاست گذاران بسته به شرایط روز تصمیم گیری نموده اند.

ارزیابی ها نشان می دهد یک نامعادله در تامین انرژی ایران رقم خورده است. با وجود اینکه بسیاری از تحلیلگران معتقدند به جای توسعه مویرگی لوله کشی گاز در سطح کشور، برق رسانی باید سرفصل اصلی تامین انرژی قرار می گرفت، اما این فرایند در تاریخ توسعه ایران در دستور کار قرار نگرفت. حال خاموشی های زمستانه سال جاری، رکوردزنی مصرف گاز مشترکان خانگی و بخش تجاری و افزایش آلودگی ها بدبو در کلان شهرهای کشور به دلیل مصرف سوخت مایع در نیروگاه ها به جای گاز، تبعات این نامعادله در تامین انرژی است. دنیای اقتصاد چندی پیش در گفت وگو با کارشناسان، معمای سبقت گاز از برق را مورد واکاوی قرار داد. حال در گپ و گفت دوم با صاحب نظران و کارشناسان ارشد اقتصاد انرژی، سرنخ های جدیدی از اینکه چرا گاز از برق سبقت گرفته و به همه جا برده شده، به دست آمده است که ابعاد تازه ای از این معما را روشن می سازد.

حمیدرضا عراقی، مدیرعامل سابق شرکت ملی گاز ایران، داستان گازرسانی به بسیاری از نقاط کشور را در دو پلان قبل از انقلاب و بعد از انقلاب نقل می نماید. به روایت عراقی، قبل از انقلاب، ایران به روسیه صادرات گاز داشت و تنها به بخش های کوچک و محدودی از چند شهر مانند تهران، شیراز و اصفهان گازرسانی به منازل اجرا شده بود که طراحی آن توسط خارجی ها اجرا شده بود. او روایت گازرسانی به شهرها را این گونه ادامه داد: در اوایل انقلاب تنها چند نقطه برای گازرسانی راه اندازی شد که بخشی از آنها به دلیل رفتن کره ای ها نیمه کاره رها شد. در آن روزها گازرسانی فقط به ذوب آهن اصفهان، پتروشیمی شیراز و مقدار اندکی هم گاز به شهرهای کوچک رسیده بود و بیشتر گاز به روسیه صادر می شد. اما بعد از اینکه انقلاب شد، قیمت گاز روسیه محل بحث سیاست گذاران ایرانی نهاده شد. موضوع بحث این بود که لوله کشی به روسیه اجرا شده است، اما گاز با قیمت بسیار ناچیزی به این کشور صادر می گردد. در نهایت این اختلاف سبب شد متولیان وقت، مذاکراتی برای افزایش قیمت گاز با روس ها انجام دهند اما نتیجه رایزنی ها افزایش قیمت گاز نشد و همین موضوع باعث شد گازرسانی ایران به روسیه قطع گردد.

به اعتقاد مدیرعامل سابق شرکت ملی گاز ایران این سکته صادراتی باعث شد فاز جدیدی در بحث گازرسانی به بخش های مختلف کشور کلید بخورد. او در این رابطه گفت: فرانسوی ها طراح فاز جدید گازرسانی بودند؛ مهندسان ایرانی از همان روزهای آغازین انقلاب، استانداردها و تجهیزات مورد احتیاج برای این طرح را فراهم کردند و تصمیم بر این شد که گاز تجمیع شده در شهرها توزیع گردد. این تصمیم آغازگر گازرسانی معمولی به شهرها بود و با توجه به اینکه متولیان در نظر داشتند به مردم خدمت رسانی نمایند، این تصمیم عملیاتی شد. تا اینکه جنگ آغاز شد و میزان گاز کشور بسیار محدود شد. تنها میزان ذخایر گاز آغاجاری اندکی مطلوب بود و حدود 30 میلیون مترمکعب و در برخی مواقع 20 تا 23 میلیون مترمکعب توانایی گازرسانی به کشور را داشت. در آن روزها بیشتر سوخت منازل از نفت و گاز مایع تامین می شد.

عراقی در ادامه به توسعه مخازن گازرسانی در کشور اشاره نمود و شرح داد: این فرایند ادامه داشت تا اینکه موضوع میدان گازی پارس جنوبی پیش آمد. داستان مخزن گاز عسلویه این بود که اگر از این مخزن مشترک استفاده نگردد، قطر به صورت انفرادی از آن استفاده می نماید. در اواخر جنگ آرام آرام فازهای یک، دو، سه و چهار پارس جنوبی به مرحله بهره برداری رسید تا بتوان از مخزن مشترک ایران-قطر استفاده کرد. با این حساب می توان گفت موج گازرسانی به شهرها به صورت گسترده از این نقطه آغاز شد. در دوره های مختلف مجلس بارها مطرح شد که گازرسانی به شهرها باید به صورت گسترده آغاز گردد و برای روستاها هم با خودیاری خود روستاییان، عملیات گازرسانی صورت بگیرد. همچنین این موضوع مطرح شد که گازرسانی به روستاهایی که 5 کیلومتر از شهرها فاصله دارند انجام گردد. در آن سال ها این برنامه ها به تصویب مجلسی ها رسید. براساس مفاد این تصویب نامه، قرار شد بخشی از روستاها که در حاشیه شهرها نهاده شده اند و با خطوط انتقال یا شبکه شهری 10 کیلومتر فاصله دارند، با 50 درصد خودیاری روستاییان گازرسانی آغاز گردد. در دوره های بعدی مجلس ، ابتدا نمایندگان تصمیم دریافتد شعاع 10 کیلومتری به 5 کیلومتر کاهش یابد و خودیاری روستاییان همچنان پابرجا باشد. در سال های بعد طرح خودیاری از مصوبات مجلس حذف و قرار شد شهرها و روستاها براساس اولویت بندی گازرسانی شوند.

مدیرعامل سابق شرکت ملی گاز ایران در ادامه گفت: 28 سال پیش زمانی که وارد شرکت ملی گاز شدم، این سوال برای ما پیش آمده بود که برق رسانی بهتر است یا گازرسانی؟ اما در پاسخ به آن این اجماع وجود داشت که گازرسانی به دو دلیل بهتر خواهد بود. نخست اینکه افت فشار گاز و هدررفت در گازرسانی وجود ندارد؛ به این معنا که مثلا اگر از خطوط عسلویه به آستارا گاز انتقال داده گردد، افت فشار گازی وجود نخواهد داشت و از حجم گاز کاسته نمی گردد. این در حالی است که برق افت فشار را تجربه می نماید و هدررفت انرژی را در پی خواهد داشت. موضوع بعدی که گازرسانی نسبت به برق رسانی را در اولویت قرار می داد این بود که وسایل برق رسانی بسیار گران و ساخت نیروگاه ها با هزینه های سرسام آوری انجام می شد. البته به این مباحث، خاموشی های پی درپی که در کشور اتفاق می افتاد هم باید اشاره نمود. به گفته او، طرح این موضوعات و چالش ها باعث شد که سیاست گذاران هرچه سریع تر به سمت احداث نیروگاه های گازی گام بردارند و استدلال شان هم این بود که گاز در کشور زیاد است اما برق مان کم. روی همین حساب ساخت نیروگاه های گازی آغاز شد؛ البته این نیروگاه ها در کنار اینکه به سرعت گاز را به برق تبدیل می کردند، بهره وری و راندمان شان نسبت به نیروگاه های سوخت ترکیبی پایین تر بود. همانطور که اشاره شد در آن دوران کشور خاموشی های پیاپی را تجربه می کرد، اما حتی با ساخت نیروگاه های گازسوز، خاموشی ها محو نشد. با این حال هم گاز به نیروگاه ها تزریق می شد و هم به وسیله لوله کشی ها، به تمام منازل گاز می رسید. این فرایند به درخواست مجلس (نمایندگان)، دولت و مردم بود. عراقی در بخش دیگری از اظهاراتش به بُعد و تصویر دیگری از منطق گازرسانی به مناطق مختلف کشور اشاره نمود و گفت: توسعه گازرسانی در تمام دولت ها و مجلس ها یک خواسته و مطالبه بود، به خصوص نمایندگان مجلس. برای نمایندگان گازرسانی به شهرها و روستاها بسیار حیاتی بود، زیرا این موضوع برایشان رای می آورد و رای آوردن به یک اپیدمی تبدیل شده بود. به همین دلیل فشارها روی متولیان شرکت ملی گاز بسیار زیاد بود و ما به دلیل اینکه همیشه گاز و امکانات نسبت به حجم درخواست ها کمتر بود، نمی توانستیم جواب این فشارها را بدهیم. این فشارها باعث شد، براساس مصوبات مجلس و دولت، مرتبا گازرسانی موازی با برق رسانی انجام گردد.

مدیرعامل سابق شرکت ملی گاز ایران در ادامه اینگونه روایت کرد: در مقطعی در سال 1380، هدف این بود که به صنایع گازرسانی انجام گردد. به یاد دارم که در آن روزها شعاری مبنی بر شکار صنایع داده می شد. نقشه راه این بود که صنایعی که گاز می خواهند را شناسایی و خطوط انتقال گاز را براساس اولویت ها به آن برسانیم. گازرسانی به صنایع آغاز شد اما در این میان تنها یک موضوع مغفول مانده بود و آن هم بحث قیمت گاز و صرفه جویی و بهره وری بود.

بسیاری از دولت ها و مجلس ها نظرشان این بود که قیمت گاز گران نگردد و این سیاست ادامه یافت. اما باید این موضوع را در نظر داشت که اگر فرایند مصنوعی ثبات قیمت گاز ادامه یابد، بدون شک در سال های پیش رو با مخاطرات بسیار جدی روبه رو خواهیم شد.

عراقی، معاون سابق وزیر نفت چهار موضوع را در خصوص مصرف سوخت مطرح می نماید. مبحث نخست قانون است، دومین موضوع تکنولوژی و سومین و چهارمین مبحث تاکید شده از سوی او، فرهنگ و قیمت است. به اعتقاد عراقی، این چهار عامل برای اینکه بتوانیم انرژی را بهینه مصرف کنیم لازم و ملزوم هستند. او در ادامه اظهار کرد: متاسفانه قوانین در خصوص مصرف بهینه انرژی در ایران تصویب شده است، اما اجرایی نمی گردد. همچنین در بخش فرهنگ از دنیا بسیار عقب هستیم؛ چرا که فرهنگ ایرانی ها فرهنگ غلط مصرف است و فرهنگ صرفه جویی در حین مصرف نیست. دلیل این مصرف بی رویه در بخش های مختلف جامعه، این است که انرژی گاز و برق در ایران بسیار ارزان است و این مصرف بالا در آینده نه چندان دور کشور را با بحران هایی روبه رو خواهد نمود. به اعتقاد عراقی، این بحران با وجود گاز فراوان، در کمین کشور نهاده شده است، اما مگر چند فاز پارس جنوبی وجود دارد؟ او معتقد است اگر صنایع و کارخانه ها اکنون با فراوری واقعی شان فعالیت نمایند، بدون شک گاز فراوانی وجود نخواهد داشت و اینگونه نیست که با استدلال اینکه بزرگترین ذخایر گاز دنیا را داریم، گاز را بسوزانیم. به باور مدیرعامل سابق شرکت ملی گاز ایران طبیعی است که با فرایند فعلی، در اوج سرما با مسائل قطعی برق و کمبود گاز روبه رو شویم چرا که سال جاری پیک مصرف گاز طبیعی به رقم قابل توجه 616 میلیون مترمکعب در روز رسیده است که این میزان بیش از مصرف گاز در کل اروپاست.

او در بخش خاتمهی سخنانش گفت: پاشنه آشیل این بحران ها، نه برق است نه گاز؛ پاشنه آشیل مساله این است که برای انرژی در ایران، چه در دولت و چه در بخش خانگی هیچ قیمتی وجود ندارد. اگر در مجلس و دولت آینده، قرار باشد تنها یک کار برای کشور انجام گردد، باید این باشد که قوانین بهینه سازی مصرف سوخت در تمام ابعاد نیروگاه ها، صنایع، بخش خدمات و خانگی تدوین گردد. چرا که زمانی که با کمبود گاز مواجهیم، نمی توان به نیروگاه ها هم گاز داد و برق هم قطع خواهد شد.

داستان توسعه لوله های گاز

غلامحسین حسن تاش، تحلیلگر ارشد اقتصاد انرژی در پاسخ به این سوال که چه شد گاز از برق سبقت گرفت؟ این گونه پاسخ داد: البته منظورتان از سبقت دریافت گاز از برق را در نمی یابم. شاید منظورتان این باشد که در حال حاضر وسعت شبکه و انشعاب گاز بیش از وسعت شبکه و انشعاب برق است یا تعداد مشترکان گاز بیش از تعداد مشترکین برق است، نمی دانم باید دسترسی دقیق به آمار و ارقام داشت و مقایسه کرد. اما اینکه چه شد لوله های گاز به همه جا رفت، به نظر من ماجرا از آنجا آغاز شد که گازرسانی به یک ابزار رای دریافت از مردم تبدیل شد. وقتی در چند شهر بزرگ و خصوصا تهران رفاهی که گاز ایجاد کرد، تجربه شد و این هم عمدتا مربوط به دوران بعد از انقلاب بود، نمایندگان در ادوار مختلف برای رای دریافت از مردم به آنها وعده گازرسانی دادند که اگر به ما رای بدهید گاز برایتان می آوریم و بعد این نمایندگان به مجلس راه یافتند و وزیر معرفی شده برای وزارت نفت می خواست از نمایندگان رای اعتماد بگیرد و باید به نمایندگان تعهد و وعده ای می داد که به او رای بدهند.

او ادامه داد: حتی من خاطرم هست که سال ها پیش یکی از وزرای نفت برای اینکه دل نماینده ای را به دست بیاورد، در شهری از شهرهای گرراستا جنوب که در آن موقع اولویت گازرسانی نداشت، شبکه گاز گذاشته بود و انشعاب گاز می داد، در حالی که برای خط انتقال گاز به آن شهر هیچ اقدامی صورت نگرفته بود، در صورتی که در گازرسانی قبل از هر چیز باید خط انتقال گاز به یک شهر یا روستا برود؛ یعنی در واقع یک سیاهکاری شده بود.

به اعتقاد این تحلیلگر ارشد اقتصاد انرژی، در ضمن باید به این موضوع توجه داشت که ما در ایران دستگاه حکمرانی انرژی نداریم که البته داستانش مفصل است. او در این رابطه می گوید: یعنی جایی که انرژی را یکپارچه ببیند، یکپارچه سیاست گذاری کند و رگولاتوری و کنترل و نظارت داشته باشد را نداریم و به تبع آن برنامه جامع انرژی هم یافت نمی گردد. شاید هم برخی که به این روال عادت نموده اند، نمی خواهند برنامه ای مدونی داشته باشیم که جلوی داد و ستد سیاسی شان گرفته نگردد. حسن تاش معتقد است نداشتن برنامه انرژی، موجب ریخت و پاش های گزافی می گردد؛ مثلا برق و گاز و فرآورده های نفتی را به همه جا می بریم که اینها هزینه های زیرساختی مضاعفی دارند، در صورتی که بسته به شرایط هر منطقه باید فکر گردد که گزینه بهینه کدام است. این نکته را هم بگویم که فکر نگردد من مخالف انرژی مرفه برای شهرها و روستاهای پراکنده هستم، اما سوال این است که آیا با بسیار کمتر از این هزینه گزافی که گاز و برق و فرآورده به همه جا می بریم ، نمی شد انرژی دیگری مثل خورشیدی و بادی و بیوگاز و غیره برای آنجا تامین کرد و آیا این کارها منطق اقتصادی دارد؟ به این سوالات در یک برنامه جامع انرژی پاسخ داده می گردد و در آن صورت کاندیدای نمایندگی هم اگر بخواهد به مردم وعده بدهد، وعده یک انرژی پایدار، خوب و مناسب منطقه را می دهد و نه اینکه لزوما وعده گاز را بدهد. حسن تاش در ادامه گفت: اما نکته آخری که ضروری است بر آن تاکید کنم، مساله بهره وری انرژی است. شرایط بهره وری انرژی در ایران بسیار بد است و چنانچه من در نوشته های زیادی شرح داده ام، به رغم قوانین و مصوبات و مجوزهای فراوانی که وجود داشته است، روی بهره وری انرژی کار جدی صورت نگرفته است. اگر شده بود، هم گاز کافی برای نیروگاه ها حتی در فصل سرد وجود داشت و هم گاز برای همین شبکه به قدر کافی موجود بود و در نهایت آلودگی های محیط زیست هم کم می شد. شما تصور کنید اگر 20 میلیون بخاری گازی با راندمان حدبیشتر 40 درصدی با بخاری های با راندمان بیش از 90 درصدی جایگزین شده بودند که مجوز آن هم وجود داشت، چه مقدار عظیمی گاز در زمستان صرفه جویی می شد.

آفت اقتصاد سیاسی

دکتر مهدی عسلی، کارشناس ارشد اقتصاد انرژی در راستای چرایی سبقت دریافت گاز از برق گفت: به خاطر دارم در اواخر دهه 60 که لوله کشی گاز در تهران آغاز شده بود، در سازمان برنامه و بودجه بحث می کردیم که با توجه به زلزله خیز بودن کشور و صرف نظر از موضوع اقتصاد یا صرفه های به مقیاس، به لحاظ امنیت شهفرایندان در سوانح طبیعی مانند زلزله ها، بهتر است گاز در کنار شهرها به نیروگاه های گازی برق تحویل داده گردد و با یاری شبکه برق رسانی، برق ارزان تر و با کیفیت بهتر (بدون قطع و خاموشی) به خانوارها تحویل گردد یا گاز به مشترکان در بخش خانگی و تجاری برسد؟

عسلی ادامه داد: به هر حال معلوم است که علایق تصمیم گیرندگانی که موافق گازرسانی به خانه ها و مشترکان تجاری در شهرها و حتی روستاها بودند (شاید چون کار و فعالیت زیادی برای برخی از پیمانکاران و بخش ساختمانی و نیز صنایع لوله سازی ایجاد می کرد) این را اقتضاء می نموده و به حرف کارشناسان توجهی ننموده اند. البته تنها مساله این نبود.

او اضافه نمود: از همان ابتدا مطرح بود که چرا ما پالایشگاه ها را گسترش نمی دهیم تا به جای صادرات نفت خام و واردات بنزین، نفت خام را تصفیه نموده و به جای صادرات آن، فرآورده های نفتی مانند بنزین صادر کنیم که حتی در کشورهای همسایه و نزدیک هم بازار وسیعی داشت. اما به دلیل اینکه قیمت فرآورده ها همیشه پایین تر از سطح بین المللی نگه داشته می شد، ظاهرا ایجاد و توسعه پالایشگاه در کشور صرف نمی کرد، در حالی که در برنامه سوم توسعه (اواخر دهه 70) فعالیت های پایین دستی صنعت نفت خصوصی شده یا ایجاد پالایشگاه های خصوصی قانونی شده بود. اما چون به صرفه نبود هرگز صنایع پالایشگاهی در کشور توسعه نیافت که برای کشوری مثل ایران اشتباه استراتژیکی بود.

عسلی اظهار کرد: البته مثال های دیگری مانند کوتاهی در توسعه پتروشیمی و صنایع انرژی بر که ایران در آنها دارای مزیت طبیعی است (نه تنها مزیت نسبی) وجود دارد. این بحث ها نیز در گزارش استراتژی توسعه صنعتی ایران که با مسوولیت دکتر نیلی در اوایل دهه 80 تهیه شد آمده است، اما به این بحث ها توجهی نشد. بنابراین اقتصاد سیاسی در ایران نیز مانند بیشتر کشورهای دنیا موجب این تصمیم گیری ها می گردد که به لحاظ کارشناسی ممکن است درست نباشد.

این کارشناس ارشد اقتصاد انرژی در ادامه در رابطه با این سوال که کدام بهتر بود؟ گاز یا برق؟ این گونه شرح داد: در رابطه با این سوال و مسائل مشابه برای رسیدن به حقیقت موضوع، علم اقتصاد راهکار های مناسبی پیشنهاد نموده است. مثلا ارزیابی اقتصادی و ارزیابی اقتصادی پروژه ها (مانند پروژه گازرسانی به مشترکان شهری و حتی روستایی) می تواند به روشنی نشان دهد که برای تامین انرژی مورداحتیاج در خانوارهای شهری و روستایی چه شیوه ای بهتر (مثلا دارای امنیت بیشتر) و ارزان تر است. این روش ها شناخته شده است و کتاب ها و گزارش های زیادی در این موارد وجود دارد و توسط بانک دنیای و سازمان های دیگر بین المللی منتشر شده است. عسلی اضافه نمود: در ایران هم موسسات و کارشناسان زیادی وجود دارند که می توانند این ارزیابی ها را انجام دهند. در واقع طبق بخشنامه های سازمان برنامه و بودجه، ارزیابی های اقتصادی و اقتصادی پروژه ها (ارزیابی اقتصادی به طور کلی بر مبنای قیمت های بازار و ارزیابی اقتصادی بر مبنای قیمت های اقتصادی منابع یا در صورت فقدان بازارهای رقابتی بر مبنای قیمت های سایه انجام می گردد) باید برای کلیه پروژه های عمرانی انجام گیرد تا توجیه اقتصادی آن طرح ها تعیین گردد، اما اگر در حال حاضر این ارزیابی ها انجام نمی گردد یا جدی گرفته نمی گردد، دلایل دیگری دارد، از جمله اینکه تصمیم گیری انجام پروژه ها بیشتر مبنی بر روابط اداری یا ملاحظات سیاسی است. مثلا هم اکنون هم می توانند برای گازرسانی در یک یا چند شهر نمونه کشور ارزیابی اقتصادی و اقتصادی انجام دهند تا معلوم گردد که انتقال انرژی با گازرسانی اقتصادی تر است یا فراوری برق.

منطق صرفه اقتصادی

رضا پدیدار، رئیس کمیسیون انرژی و محیط زیست اتاق تهران معتقد است در ایران ساخت نیروگاه های گازی و نیروگاه ها با سوخت مایع سابقه تاریخی دارد و در تاریخ حدود 50 ساله صنعت گاز اگر ملاحظه گردد، وقتی که فراوری گاز از منابع زیرزمینی ما رشد کرد و صنعت نفت در این راستا برای توسعه صنعت گاز اقدام کرد، ساخت نیروگاه های گازی افزایش پیدا کرد. او اضافه نمود: اما در حقیقت نیروگاه های گازی که بازدهی شان نسبت به نیروگاه های جدید سیکل ترکیبی کمتر است، فزونی خود را از دست داده اند. بنابراین رویکرد وزارت نیرو بر این نهاده شد که نیروگاه های گازی را به نیروگاه های سیکل ترکیبی تغییر دهد تا افزایش راندمان یک و نیم برابری برای نیروگاه های کل کشور ایجاد گردد.

پدیدار اضافه نمود: براساس آخرین آمارهایی که وجود دارد، این اقدام برای کشور بسیار مفید بود. علت آن هم این است که نیروگاه های گازی، راندمان و بازدهی حدود 32 درصدی دارند، در حالی که تبدیل نیروگاه های گازی به سیکل ترکیبی بازدهی 45 درصدی دارند. این موضوع مورد تایید متخصصان نهاده شد و عملا با این شیوه مصرف سوخت نیروگاه ها را می توانستیم در یک سبد مصرف قرار دهیم تا هم سوخت مایع و هم سوخت گاز را بتوانیم برای فراوری برق داشته باشیم.

به اعتقاد رئیس کمیسیون انرژی و محیط زیست اتاق تهران، موضوعی که حائز اهمیت است، فرایند بی رویه مصرف گاز در کشور است که در زمستان سال جاری رکورد بیش از 600 میلیون مترمکعب در روز را زده است. این در حالی است که گازی که هم اکنون استخراج می گردد، تنها برای مصرف داخلی نیست و برای صادرات هم تعریف شده است؛ چراکه باید نسبت به تعهدات و قراردادهایی که در این زمینه به کشورهای غربی و شاقتصادی مانند ارمنستان، جمهوری آذربایجان و ترکمنستان داده شده است، پایبند باشیم. او در ادامه اظهار کرد: نهایتا این شرایط که در بحث های بودجه ای هم مورد توجه نهاده شد این بود که ما نیروگاه هایمان را به نیروگاه های سیکل ترکیبی تبدیل کنیم که در مواقعی که پیک مصرف گاز است بتوانیم از سوخت مایع استفاده کنیم و در جایی که مصرف گاز کم است، گاز تزریق گردد و سوخت مایع مصرف نکنیم. حالا اگر بخواهیم یک محاسبه ریاضی داشته باشیم، کارشناسان اقتصاد انرژی اعتقاد دارند که به ازای تبدیل هر دو واحد نیروگاه گازی به یک واحد نیروگاه سیکل ترکیبی، حدود 160 مگاوات به ظرفیت فراوری برق کشور اضافه می گردد که در صورت اجرای این پروژه در کل صنعت برق، سالانه چیزی حدود 8 تا 10 میلیارد دلار صرفه جویی سوخت در واحدهای نیروگاهی اتفاق خواهد افتاد.

پدیدار در ادامه به موضوع سبقت استفاده گاز از برق پرداخت و گفت: 50 سال پیش در اروپا به خصوص در انگلیس تمام خانه ها برق داشتند و با برق خانه شان را گرم می کردند نه با گاز. ما درست 180 درجه مقابل این سیاست ها نهاده شده ایم؛ چراکه سرمایه گذاری و هزینه ها برایمان مهم بود.

رئیس کمیسیون انرژی و محیط زیست اتاق تهران در خاتمه اظهار کرد: در قبل از انقلاب و در اواخر دهه 50 که من دانشجو بودم، خاطرم هست که لوله کشی گاز در شیراز راه افتاد. همان موقع هم گفته می شد که این گاز را به برق تبدیل کنیم مثل انگلیس، فرانسه و آلمان. سوال مطرح شده این بود که چرا باید گاز را به خانه ها برسانیم تا خودشان را گرم نمایند یا تجهیزاتشان را راه بیندازند؟ در حالی که می توانیم به آنها برق دهیم و تمام احتیاجها با برق رفع گردد. علت اینکه بسیاری از کشورها برق رسانی را دنبال کردند این بود که در آن کشورها دستمزدها گران بود و هزینه سرمایه گذاری بیشتر بود و در نتیجه برق برایشان ارزان تر از توزیع گاز انجام می شد. اما بسیاری از مناطق ایران صاف و مسطح است و لوله کشی برای ما راحت تر و سبک تر بود؛ به همین دلیل لوله کشی را انتخاب کردیم و به وسیله لوله کشی گاز را به همه جا رساندیم. اکنون گاز به در خانه ها و کارگاه ها و محل عمومی رسیده است و می توان این را به یک انرژی ثانویه تبدیل کرد.

منبع: اقتصادنیوز

به "آنالیز یک خطای بزرگ راهبردی در توسعه ایران؛ چرا شهرها لوله کشی گاز شد؟" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "آنالیز یک خطای بزرگ راهبردی در توسعه ایران؛ چرا شهرها لوله کشی گاز شد؟"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید